سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
آقاسیدبااجازه...
 

محمد ساده پیر توانا خادم حرم امام رضاروایتی نقل می کند و می گوید :در زمان امامت حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ،مأمون ملعون یکی از اشرار را به خانه حضرت می فرستد تا طلا و جواهر آن حضرت را غارت و چپاول کند.

وقتی دزد وارد خانه حضرت رضا (ع‌) می شود، حضرت خودشان به جلوی درب خانه می روند و به دزد می گویند “اگر از این خط جلوتر نیایی،ما هر چه طلا و جواهر در خانه داریم را به تو می دهیم”،بعد از یک مدت کوتاهی حضرت رضا (ع) طلا و جواهرات خانه را به دزد می دهند.

نکته جالب توجه اینجاست که بعد از چند سال که حضرت رضا(ع) به ولیعهدی منصوب می شوند،مأمون در طرح جمع آوری اشرار و دزد ها این شرور را نیز دستگیر می کند، این دزد را نیز همراه بقیه دزد ها به نزد مأمون و حضرت رضا(ع) می آورند، از بین کلیه دزد ها ،حضرت رضا(ع)شفاعت این دزد را می کند و در گوش مأمون به صورت خصوصی می گوید که این دزد را نکش و او را آزاد کن.

نکته جالبتر اینجاست که دزد به خیال خود فکر کرده بود که حضرت رضا(ع) در گوش مأمون گفته است این دزد را بکش. دزد با همان تفکر خطاب به مأمون می گوید که: “هر آنچه که ولیعهد تو گفت بر عکس آن را انجام بده، تو را به روح و خاک پدرت قسم می دهم که به حرف ولیعهد خود گوش نده.” در نهایت مأمون این دزد را می کشد و سپس از حضرت رضا(ع)می پرسد که علت شفاعت شما از این دزد چه بود؟ که حضرت رضا(ع)می فرمایند: “یکبار این دزد به یک کلمه از حرف های ما گوش داده و عمل کرده بود و به گردن ما حق ایجاد کرده بود، به خاطر این حقی که به گردن ما ایجاد کرده بود، شفاعت این دزد به گردن ما افتاد و ما باید او را شفاعت می کردیم.

دربان حرم مطهر حضرت امام رضا (ع): پیام این داستان این است که انسان اگر بتواند به اندازه گذشتن از یک خط و یا به اندازه گوش دادن یک حدیث از معصوم (ع)، به اهل بیت(ع) خدمت کند، اهل بیت نیز جواب این خدمت را می دهند،اهل بیت (ع) خانواده ای نیستند که بدهکار کسی بمانند.

امام رضا




برچسب‌ها: حرم- امام رضا- دزد- اهل بیت
نوشته شده در تاریخ جمعه 94/6/6 توسط سرباز

امام حسن عسکری(علیه السّلام) :ابتدا نماز صبح بخوانم

هنگامی امام حسن عسکری(علیه السّلام) در بستر بیماری بود و آخرین لحظات عمر شریفش را سپری می کرد مقداری دارو جوشانده خدمت حضرت آوردند تا میل کند.فرمود: ((وقت نماز صبح است. اول مقداری آب بیاورید تا وضو بگیرم و نماز بخوانم.))آب آوردند و امام وضو گرفت و نماز صبح را بجا آورد و لحظاتی بعد روح مقدسش به عالم بقا پرواز کرد.(منتهی الامال /ج2/ص412)


رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) :هنگامی که آفتاب طلوع می کند کافران و آفتاب پرستان در برابر آن به سجده می افتند و خداوند نماز صبح را بر امت من واجب فرموده تا پیش از آنکه کافران،آفتاب و شیطان را سجده کنند امتم در برابر خداوند متعال سجده کنند. (تفسیر ابوالفتوح رازی /ج1/ص161)




برچسب‌ها: نماز صبح
نوشته شده در تاریخ شنبه 94/5/31 توسط سرباز

مردی تصمیم داشت به سفر تجارت برود خدمت امام صادق(علیه السّلام) که رسید درخواست استخاره ای کرد، استخاره بد آمد، آن مرد نادیده گرفت و به سفر رفت اتفاقاً به او خوش گذشت و سود فراوانی هم برد امام از آن استخاره در تعجب بود پس از مسافرت خدمت امام رسید و عرض کرد:


یابن رسول الله ! یادتان هست چندی قبل از خدمت شمارسیدم برایم استخاره کردید و بد آمد، استخاره ام برای سفر تجارت بود به سفر رفتم و سود فراوانی کردم به من خوش گذشت.


امام صادق(علیه السّلام) تبسمی کرد و به او فرمود: (در سفری که رفتی یادت هست در فلان منزل خسته بودی نماز مغرب و عشایت را خواندی شام خوردی و خوابیدی و زمانی بیدارشدی که آفتاب طلوع کرد و نماز صبح تو قضا شده بود؟


عرض کرد آری . حضرت فرمود: اگر خداوند دنیا و آنچه را که در دنیاست به تو داده بود جبران آن خسارت (قضا شدن نماز صبح) نمی شد.

(جهاد با نفس/ج1/ص66)




برچسب‌ها: استخاره
نوشته شده در تاریخ شنبه 94/5/31 توسط سرباز

آشفته است خیالم

همچون گندم زاری که دستخوش باد شده

به هر سو که باد بوزد قد خم میکنم

چقدر زیباست دیدن رقص گندمزار

که تسلیم است در برابر سرنوشت

و چه مدح زیبایی زمزمه میکند او

به راستی چه می خواند او در پیچ و خم های عاشقیش

خدا را شکر میکند

از اینکه یه بار نشسته

از اینکه یک دانه بوده و حال

هفتاد دانه شده

.

.

.

وچه تقدیر زیبایی دارد گندم

نان می شود برای فقیری

ثواب میشود برای فقیر نوازی

بی شک این اندیشه گندمزار را راضی و خشنود نگه داشته

او سر تعظیم فرود می اورد و تسلیم است

 

آیا تسلیم تقدیر می شویم؟

تسلیم بادهای نوازشگر خداهستیم؟ 

به او اعتماد داریم؟

قلبمان را با دعا و ذکر یارب یارب آرام میکنیم؟ 

.

.

.

یارب.... یارب....

 




برچسب‌ها: گندمزار- انفاق
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 94/5/20 توسط سرباز

پرسند:چرا امام زمان (ع) با کلمه قائم و مهدی خوانده میشود و چرا بعضی با شنیدن لقب قائم برمیخیزد و می ایستد؟ 

 

   پاسخ: 

 

در بسیاری از روایات آن حضرت با القاب قائم و مهدی یاد شده و در مورد قائم بسیار میشد که در زمان ائمه علیه السلام بر اثر ظلم و فساد حاکمان غاصب امامان به یاد امام زمان می افتادند و میفرمودند:قائم ما انتقام ما را خواهد گرفت. 

قائم یعنی قیام کننده نظر به این که قیام و نهضت حضرت مهدی جهانی است و در تمام تاریخ بشر چنین قیام و حکومتی نبوده است و آن حضرت با این عنوان خوانده میشود. 

اما اینکه پیروان آن حضرت با شنیدن این لفظ و با گفتن این کلمه برمیخیزند و می ایستند یک نوع عمل مستحبی و احترام و اظهار پیوند وانتظار به رآن حضرت است و ضمنا مردم را به یاد نهضت و قیام حضرت مهدی(عج) می اندازد و برای آنها این تلقین عملی میشود که باید برخواست نهضت کرد و امیدوار بود و به زمینه سازی برای ظهور و قیام جهانی رهبری معصوم و قاطع که امید پیامبران و امامان و همه مستضعفان جهان و قلب تپنده هستی است پرداخت. 

این کار حتی در زمان امام صادق در میان شیعیان معمول بوده و حتی نقل شده در خراسان در حضور حضرت امام رضا کلمه قائم ذکر شد امام رضا برخاست و دستش را بر سر نهاد و فرمود((اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه)).خداوندا بر فرجش شتاب کن و راه ظهور و نهضتش را آسان گردان                                                                                                                                     




برچسب‌ها: امام زمان_ قیام_ نهضت
نوشته شده در تاریخ جمعه 94/5/9 توسط سرباز




برچسب‌ها: شب قدر_حضرت فاطمه
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 94/4/15 توسط سرباز
مهمترین خطوط قرمز مذاکرات هسته‌ای
مطرح شده در بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسئولان نظام 1394/04/02
1
عدم پذیرش محدودیتهای بلند مدت 
 ما برخلاف اصرار امریکایی‌ها محدودیتهای بلند مدت 10، 12 ساله را قبول نداریم و مقدار سالهای مورد قبول محدودیت را به هیئت مذاکره کننده گفته‌ایم.
2   ادامه کار تحقیق و توسعه و
 ساخت و ساز در زمان محدودیت
 در طول سالهای محدودیت هم باید تحقیق و توسعه ادامه داشته باشد. آنها می‌گویند در مدت 12 سال هیچ کاری نکنید اما این، یک حرف زور مضاعف و غلط مضاعف است.
3   لغو فوری تحریم‌های اقتصادی، مالی و بانکی هنگام امضای موافقتنامه و سایر تحریم‌ها در فواصل معقول  تحریم‌های اقتصادی، مالی و بانکی چه مربوط به شورای امنیت، چه کنگره امریکا و چه دولت امریکا باید فوراً هنگام امضای موافقتنامه لغو و بقیه تحریم‌ها هم در فواصل معقول برداشته شود.
4   منوط نشدن لغو تحریم‌ها به اجرای تعهدات ایران  لغو تحریم‌ها نباید به اجرای تعهدات ایران منوط شود، نگویند شما تعهدات را انجام دهید بعد آژانس گواهی دهد تا تحریم‌ها لغو شود، ما این مسئله را مطلقاً قبول نداریم. اجرائیات لغو تحریم‌ها باید با اجرائیات تعهدات ایران متناظر باشد.
5   مخالفت با موکول کردن هر اقدامی به گزارش آژانس  ما با موکول کردن اجرای تعهدات طرف مقابل به گزارش آژانس مخالفیم. چون آژانس بارها و بارها ثابت کرده مستقل و عادل نیست، بنابراین ما به آن بدبین هستیم. می‌گویند «آژانس باید اطمینان پیدا کند» این چه حرف نامعقولی است؟ چگونه اطمینان پیدا کند مگر اینکه وجب به وجب این سرزمین را بازرسی کند.
6   مخالفت با بازرسی‌های غیرمتعارف، پرس و جو از شخصیتهای ایران و بازرسی از مراکز نظامی  با بازرسی‌های غیرمتعارف و پرس و جو از شخصیتها را هم به هیچ‌وجه بنده موافق نیستم. بازرسی از مراکز نظامی را هم نمی‌پذیریم همچنان که قبلاً هم گفتیم.
7   مخالفت با زمانهای 15 و 25 سال برای اتمام برخی موضوعات  زمانهای 15 سال و 25 سال که دائماً می‌گویند برای فلان چیز را هم ما قبول نداریم.
این زمان مشخص است و تمام خواهد شد.
هر آنچه رهبری در جلسات عمومی می‌گوید عیناً همان مسائلی است که در جلسات خصوصی به رئیس‌جمهور و دیگر مسئولان ذیربط می‌گوید بنابراین این خط تبلیغی غیرصحیح که از برخی خطوط قرمز رسمی در جلسات خصوصی صرف نظر شده است، خلاف واقع و دروغ است.



برچسب‌ها: مذاکرات هسته ای- خطوط قرمز
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 94/4/3 توسط سرباز

 

رمضان

با شروع ماه مبارک رمضان

دریای درونم، مواج بود

آرام گرفت

انگار به ساحل امن رسیده

ساحلی آرام

گویی این همه تلاطم برای رسیدن به اینجا بود

و

چقدر آرامم

گویی خواب رفته بودم

و چه کابوس غم انگیزی بود

خدارا شکر که حال بیدارم

خدارا شکر که آرامم

خدارا شکر که کنارم هستی

خدارا شکر که بنده تو هستم... خداوند بخشنده



نوشته شده در تاریخ شنبه 94/3/30 توسط سرباز

 

مورچه وزنبور

دو شاهزاده در مصر بودند، یکی علم اندوخت و دیگری مال اندوخت.

عاقبته الامر آن یکی علّامه عصر گشت و این یکی سلطان مصر شد.

پس آن توانگر با چشم حقارت در فقیه نظر کرد و گفت : من به سلطنت رسیدم و تو همچنان در مسکِنت بماندی.

گفت: ای برادر، شکر نعمت حضرت باری تعالی بر من واجب است که میراث پیغمبران یافتم و تو میراث فرعون و هامون. که در حدیث نبوی (ص) آمده : العلماء ورثـة الانبیاء



من آن مورم که در پایَم بمالند            نه زنبورم که از دستم بنالند
کجا خود شکر این نعمت گزارم        که زور مردم آزاری ندارم ؟



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 94/3/25 توسط سرباز

 

دیووسلیمان

سلیمان فرزند داود، انگشتری داشت که اسم اعظم الهی بر نگین آن نقش شده بود و سلیمان به دولت آن نام، دیو و پری را تسخیر کرده و به خدمت خود در آورده بود، چنانچه برای او قصر و ایوان و جام ها و پیکره ها می ساختند. این دیوان، همان لشکریان نفسند که اگر آزاد باشند، آدمی را به خدمت خود گیرند و هلاک کنند و اگر دربند و فرمان سلیمان روح آیند، خادم دولتسرای عشق شوند.

روزی سلیمان انگشتری خود را به کنیزی سپرد و به گرمابه رفت. دیوی از این واقعه باخبر شد. در حال خود را به صورت سلیمان در آورد و انگشتری را از کنیزک طلب کرد. کنیز انگشتری به وی داد و او خود را به تخت سلیمان رساند و بر جای او نشست و دعوی سلیمانی کرد و خلق از او پذیرفتند ( از آنکه از سلیمانی جز صورتی و خاتمی نمی دیدند.) و چون سلیمان از گرمابه بیرون آمد و از ماجرا خبر یافت، گفت سلیمان حقیقی منم و آنکه بر جای من نشسته، دیوی بیش نیست. اما خلق او را انکار کردند و سلیمان که به ملک اعتنایی نداشت و در عین سلطنت خود را " مسکین و فقیر " می دانست، به صحرا و کنار دریا رفت و ماهیگیری پیشه کرد.


دلی که غیب نمایست و جام جم دارد
ز خاتمی که دمی گم شود، چه غم دارد؟


اما دیو چون به تلبیس و حیل بر تخت نشست و مردم انگشتری با وی دیدند و ملک بر او مقرر شد، روزی از بیم آنکه مبادا انگشتری بار دیگر به دست سلیمان افتد، آن را در دریا افکند تا به کلی از میان برود و خود به اعتبار پیشین بر مردم حکومت کند. چون مدتی بدینسان بگذشت، مردم آن لطف و صفای سلیمانی را در رفتار دیو ندیدند و در دل گفتند :


که زنهار از این مکر و دستان و ریو
به جای سلیمان نشستن چو دیو

ادامه مطلب...


برچسب‌ها: سلیمان- دیو

نوشته شده در تاریخ شنبه 94/3/16 توسط سرباز
<      1   2   3   4   5   >>   >
تمامی حقوق مطالب برای آقاسیدبااجازه... محفوظ می باشد